مطالب فارسی

درس هایی از شکست بزرگان و موفقیت تازه کارها

دانا مردوخی

در یکی از بیادماندنی ترین لحظات تاریخ جدید کسب و کار استیو جابز در ژانویه 2007 با معرفی ایفون اپل که شش ماه بعد به بازار عرضه شد تمام دنیا را دچار شوک کرد. در واقع از آن روز به بعد همه چیز در حیطه فناوریهای پیشرفته دچار تغییر و دگرگونی شد به گونه ای که می توان آن را تکینگی نامید چون پس از این رویداد تمامی استراتژی های موجود در زمینه مشتری های صنعت الکترونیک به یکباره منسوخ شده و رنگ باختند. از آن روز به بعد آینده دنیای دیجیتال به کلی دگرگون شد.

دو ماه بعد شرکت عظیم فنلاندی سازنده موبایل یعنی نوکیا شرکت ناوتک که شرکتی در زمینه نقشه برداری جاده ای و جهت یابی بود را به قیمت باور نکردنی 8.1 میلیارد دلار خریداری کرد. نوکیا به دنبال ناوتک بود چون این شرکت در زمینه صنعت حسگرهای ترافیک جاده ای پیشرو بود.  نوکیا نتیجه گیری کرد که در اختیار داشتن این حسگرها باعث می شود تا بر بازار داده های محلی و مسیر یابی موبایل مسلط شود. مالکیتی که می تواند به عنوان یک سد دفاعی دربرابر شکارچی های این بازار یعنی اپل و گوگل عمل کند.

قیمت باورنکردنی برای خرید ناوتک نشان دهنده انحصار این شرکت در صنعت حسگرهای جاده ای بود. تنها در اروپا سنسورهای ناوتک تقریبا 250 هزار مایل را در 35 کلانشهر و در 13 کشور پوشش می دادند. نوکیا متقاعد شده بود که فناوری مشاهده ترافیک آنلاین شرکت ناوتک می تواند با حضور رو به افزایش گوگل در داده های آنلاین و محصول جدید و انقلابی اپل رقابت کند. این درواقع تنها یک فرضیه بود چون از بدشانسی نوکیا شرکت کوچک اسرائیلی ویز در همین زمان آغاز به کار کرد.

بنیانگزاران شرکت ویز به جای سرمایه گذاری عظیم در سنسورهای سخت افزاری  از اطلاعات لحظه ای موقعیت رانندگانی استفاده می کردند که بر روی گوشی های جدید خود – که توسط اپل معرفی شده بود- فناوری جی پی اس داشتند. در مدت دو سال ویز توانست به اندازه ای که ناوتک سنسورهای جاده ای داشت ازاطلاعات ترافیکی گردآوری کند و پس از گذشت چهار سال 10 برابر ناوتک اطلاعات جمع آوری کرده بود. جالب اینجا بود که افزایش تعداد منابع تولید اطلاعات یعنی راننده ها هیچ هزینه ای نداشته و کاربران ویز با به روز کردن گوش هایشان عملا پایگاه داده های ویز را نیز به روز می کردند. در مقابل هزینه های سیستم ناوتک و به روز کردن داده ها سر به فلک کشیده بود.

نوکیا شرط بندی دفاعی گسترده ای برای بدست آوردن دارایی انجام داد که امیدوار بود بتواند آیفون را متوقف کند.این نوع حرکت نوکیا در بازار کسب و کار را می توان اینگونه توصیف کرد که ” چه شود اگر بشود”!. اما از آنجاییکه نوکیا پیامد های بزرگ و فزاینده دارایی های اهرمی (فصل سوم را ببینید)را درک نکرده بود تلاشهایش کاملا بی نتیجه ماند. در سال 2012 ارزش بازار نوکیا از 140 میلیارد دلار به 8.2 میلیارد دلار سقوط کردی یعنی تقریبا همان قیمتی که برای خرید ناوتک پرداخته بود. بزرگترین شرکت گوشی های موبایل دنیا نه تنها بازار را به رقبا واگذار کرد بلکه به علت نداشتن سرمایه کافی برای  جبران ضررهایش نقشش را به عنوان یک بازیگر صنعت موبایل برای همیشه از دست داد.

در سال 2013 شرکت گوگل ویز را به قیمت 1.1 میلیارد دلار تصاحب کرد. در آن زمان این شرکت هیچ زیرساخت سخت افزاری نداشت و تنها چیزی حدود 100 کارمند در این شرکت مشغول به کار بودند و البته آن چیز با اهمیتی که داشت 50 میلیون کاربر بود. در واقع ویز 50 میلیون “حسگر ترافیک انسانی ” داشت که نسبت به سال قبل دوبرابر شده بود. به احتمال زیاد این عدد در سال بعد به 100 میلیون حسگر موقعیتی در سراسر جهان افزایش پیداکرده است.

نوکیا قوانین قدیمی و خطی را دنبال می کرد و به امید ایجاد یک مانع رقابتی زیرساخت های مادی را خریداری کرد.(همانند پدیده ایریدیوم). در واقع این اقدام نوکیا تنها  کاربرانی که این حسگرها را در جاده ها استفاده می کردند پوشش میداد و به طور کامل توانایی برنامه نویسان را در طراحی اپلیکیشن های موبایل نادیده گرفته بودند. در مقابل شرکت ویز با نصب شدن اپلیکیشن خود بر روی موبایل کاربران با جهشی بلند دنیای حسگرهای فیزیکی را پشت سر گذاشت.

در خاتمه داستان دو شرکت نوکیا و ناوتک جالب است بدانید که شرکت مایکروسافت کسب و کار تولید موبایل نوکیا و حق امتیاز آن را به مبلغ 7.2 میلیارد دلار تصاحب کرد و این یعنی یک میلیارد دلار کمتر از مبلغی که نوکیا شرکت ناوتک را خریداری کرده بود. درست در زمانی که نوکیا رهبری بلامنازع تاریخی خود را در صنعت موبایل از دست داد شرکت مایکروسافت در تلاش است تا سهمی از بازار نرم افزارهای موبایل را از آن خود کند.

از هزاران سال پیش انسان ها کار کرده اند تا مالک اشیا و دارایی های مادی شوند. هر چه مالکیت شما بر اشیاء مادی بیشتر بود قدرت شما نیز در مقایسه با دیگران بیشتر بود. اما مالکیت بر زمین و اشیاء به این معنی بود که بایستی نیروی کار بیشتری  هم در اختیار باشد تا بتواند این مالکیت را حفظ کرده و از آن مراقبت کند و این به معنی افزایش هزینه های جانبی و ترمز ناخواسته ای در مسیر رشد این مالکیت بود. این روند هزاران سال ادامه یافته تا اینکه در قرون اخیر حتی شرکت ها و کسب و کارهای بزرگ نیز میزان قدرت و نفوذ خود را داشتن دارایی های بیشتر می دانند غافل از اینکه دوران “داشتن” به پایان رسیده و دوران جدیدی به نام ” دسترسی داشتن” آغاز شده است.  نمونه واضح این موضوع شرکت ایر ب ن ب است که در سال 2008 آغاز به کار کرده و تنها در مدت 9 سال به رشدی دست یافته که هم اکنون ارزش آن 30 میلیارد دلار برآورد شده که دوبرابر ارزش مجموعه هتل های هیلتون با مالکیت 550 هتل در کشورهای مختلف می باشد. جالب اینجاست که ایر ب ن ب حتی مالکیت یک اتاق را هم ندارد و فقط به صورت یک پلتفرم آنلاین ارتباط بین مالکین و مسافران را با هم فراهم می آورد.

Dana Mardoukhi

Show More

Related Posts

error: Content is protected !!
Close
Close